2 _ 3 : آناليز اجبار :
هدف از اين مطالعه آن است که ببينيم چه دلايلی باعث شده اند که از يک ماده يا طرح و روشی خاص برای محصول استفاده می کنيم و آيا اين دلايل هنوز معتبرند يا خير ؟
2 _ 4 : اندازه گيری ارزش ( تحليل کمی ارزش ) :
الف ) تحليل هزينة کارکرد به اين پرسش اصلی V.E. پاسخ می دهد که چه هزينه ای دربردارد ؟ هزينه های اين بخش به دو قسمت سخت، شامل هزينة مصالح و نيروی کار و نرم، شامل هزينه های دشواری کار يا خطر عدم موفقيت و نظاير اينها تقسيم می شوند.
برای تعيين هر يک از هزينه ها می توان ميانگين هزينه های برآوردشده توسط تيم را درنظرگرفت :
%C = ( %C1 + %C2 + … + %Cn ) / n
%C = هزينة نسبی متوسط هريک از اجزا
%Ci = برآورد هزينة مصرف شده توسط تک تک اجزا
n = تعداد کل افراد رتبه بندی کننده هزينه ها
ب ) استخراج اهميت يا بها : کارکردها از نظر بها و اهميت نيز مطالعه می شوند. از اصطلاح بها ( Worth ) و روش تحليل بها معمولاً در کنار اقلام سخت افزاری استفاده می شود. از طرف ديگر اصطلاح اهميت و روشهای محاسبة آن غالباً به اقلام غير سخت افزاری مربوط می شود.
بها با تکنيک مقايسة هزينة خارجی به اين صورت تعريف و تعيين می شود : « کمترين هزينه ای که به طور يقين وظيفة مورد نظر را برآورده می کند و با مقايسة هزينة اجزا با هزينة اجزای مشابه خارجی که به طور يقين می تواند همان وظيفه را انجام ده، تعيين می شود. »
%I = ( %I1 + %I2 + … + %In ) / n
%I = اهميت نسبی متوسط يکی از اجزا
%Ii = برآورد های انجام شده اهميت توسط تک تک شرکت کنندگان
n = تعداد کل افراد رتبه بندی کننده اهميت
تأکيد بر اين نکته ضرورت دارد که مقايسة کارکرد، چه برای بها باشد و چه برای اهميت يا هزينه، بايد در يک سطح از سلسله مراتب انجام شود؛ مثلاً در مورد پرگارالقا کردن گشتاور و جداکردن ساقها را برای محاسبة هزينه باهم مقايسه کرد. جداکردن ساقها در سطحی بالاتر قرار دارند و از چندين کارکرد مربوط به سطح پايين تر تشکيل می شود که يکی از آنها القای گشتاور است. اما جدار پايه ها را می توان با نگه داشتن علامتگذار و ديگر کارکردهای واقع در همان سطح مقايسه کرد.
ج ) تعيين شاخص ارزش : به محض آنکه هزينه و بها به دست آمد، از آنها برای تعيين شاخص ارزش استفاده می شود :
هزينة مطلق / بهای مطلق = شاخص ارزش
Value Index = %I / %C
شاخص ارزش عددی بدون بعد است که امکان مرتب کردن کارکردها يا اقلام را به شخص می دهد. به طور کلی شاخص ارزش بزرگتر از 1 ، نشانة ارزش خوب است و شاخص ارزش کوچکتر از 1 می تواند نشانة وجود کارکرد يا جزئی باشد که به اصلاح و تغيير نياز دارد.
گاه برای بيان بهتر شاخص ارزش، وضايف اجزا را روی يک نمودار رسم می کنند که در آن محور افقی نشان دهندة هزينه و محور عمودی نشان دهندة سود است. به طور بديهی خط 45 درجه، نقطة سر به سر سود مساوی هزينه را نشان می دهد؛ بنابراين تمامی نقاط پايين تر از اين خط، کانديدهايی برای بررسی و بهبود هستند.
بايد توجه داشت اين که کداميک از اجزا را جهت بهبود انتخاب کنيم، بسيار مهم است. به دليل اتلاف وقت، انرژی، هزينه و . . . ، انتخاب تمام اجزا در سيستمهای بزرگ غير ممکن است. لذا بايد اجزايی برای بهبود انتخاب شوند که بهترين بهبودها را برای ما ايجاد می کنند.
3 . فاز تغيير، خلاقيت، ارتقای ارزش :
مرحله نوآوری، بخش خلاق فرآيند مهندسی ارزش و گامی حياتی در فرآيند طراحی است. فعاليتهای مربوط به اين مرحله متوجه فراهم آوردن طرق جايگزين برای انجام کارکردها است. نيروی عمدة اين مرحله در جهت پاسخگويی به اين پرسشها هدايت می شود :
1- چه چيز ديگری اين کار را انجام می دهد؟
2- چگونه می توان کارکردهای ثانويه را حذف کرد، اما همچنان کارکردهای اصلی را حفظ گردند؟
در حقيقت هدف از فاز خلاقيت، طرح و بيان ايده ها و راه حلهای گوناگون برای انجام هر عملکردی است که جهت بررسی انتخاب گرديده است. دو انديشه و طرز تفکر موفق را می توان برای اين فاز نام برد : اول آنکه قصد اين فاز، تصوير راه های طراحی يک محصول يا ارائه خدمات نيست؛ بلکه ايجاد راه هايی است برای ادامة فعاليتهايی که برای مطالعه انتخاب شده اند. دوم آنکه خلاقيت فرآيندی است ذهنی که تجارب قبلی را در هم ادغام کرده، تجربه ای جديد به ارمغان می آورد.
مقصود آن است که ترکيبی تازه شکل گيرد تا عملی با هزينة کمتر و عملکرد بهتر به اجرا درآيد.
روشهای زيادی برای ابداع و گردآوری آلترناتيوها وجود دارد که در شرايط گوناگون، بايستی روش مناسب را انتخاب کرد. برخی از اين روشها عبارتند از :
× طوفان فکری
× تکنيکهای گره اسمی
× استفاده از چک ليست
× روش به کارگيری کاتالوگها
× روش تعيين خصوصيات
تجربه نشان داده است که در ابتدا روشهای ساده تر ( طی جمع اوری ايده های موجود ) مفيدتر است. هدف تمامی اين روشها حذف تفکرات منفی، شکوفا کردن تفکرات سازنده و جلوگری از فرهنگها و عادتها قديم است. به همين دليل هنگام خلق ايده های جديد بايد از هر نوع انتقاد خودداری شود و همة ايده های پيشنهادی ليست شوند.
|
+| نوشته شده توسط
انجمن علمی مدیریت بازرگانی در جمعه سی ام شهریور 1386
|